آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان
نم نم باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ خدایا سلام چه طوری؟حکومتت جور است؟هنوز عرش خداییت نور علی نور است؟مدال خلق بشر را هنوز هم داری؟ هنوز حضرت اتش به سحده مجبور است؟هنوز عطر گناهانم پر از تن سیب است؟هنوز بعد از قیامت حوی زن هور است؟اگر چه بنده ی خوبی نیستم ردم نکن .خدایا شرایط انسان عجیب ناجور است!خدای بکرو تخیل بگو چرا اینجا شغال فاتح بی چون و چند انگور است؟چرا حقوق بشر را حهان نمی خواند برای کودک فقیری که سهم او گور است؟ چرا حقوق سراب پاسخ کافی برای ماهی نیست که از پولک عقلش اسیر در تور است؟ خدای محض عدالت بگو چرا اینجا کلید دار طبیعت طبیعتش زور است و وصله های لباسی که شرم میریزد و بساط خنده ی مشتی لباس مغرور است؟ خدایا ببخش مرا کافری در مرامم نیست خیال کن که صدایم فریاد یک مور است خیال کن مگسی بوده ام که بالی زد و رفت ولی شرایط انسان هنوز ناجور است! نظرات شما عزیزان:
با کمال افتخار لینک شدی عزیزم
![]() ![]() ![]() ![]() عليك سلام...اگه بيكار بودين يه سر بياين پيش ما..يه وبلاگي درست كرديم كه توش عكس ماشين هاي اسپورت ايراني+موتورسنگين+عكسهاي شخصيه.. لال از دنيا نري يه كامنت وبلاگي پسند بفرس یک شنبه 22 / 10 / 1391برچسب:, :: 20:58 :: نويسنده : محیا .مبینا و آریانا
![]() ![]() |